کتری برنامه دانشجو اندازی برنامه دانشجو

کتری: برنامه دانشجو اندازی برنامه دانشجو مشاوره دانشگاه دانشگاه دانشجویان برنامه ریزی

گت بلاگز اخبار حوادث حرفهای جالب دزدان و کلاهبرداران مرفه

کارآگاهان پلیس پایتخت کشور عزیزمان ایران درعملیاتی ضربتی موفق به دستگیری 138 دزد و تبهکار شدند که تخصص همه آنها دزدی وکلاهبرداری با شیوه‌های متفاوت بود.

حرفهای جالب دزدان و کلاهبرداران مرفه

عبارات مهم : ایران

کارآگاهان پلیس پایتخت کشور عزیزمان ایران درعملیاتی ضربتی موفق به دستگیری 138 دزد و تبهکار شدند که تخصص همه آنها دزدی وکلاهبرداری با شیوه های متفاوت بود.

کشور عزیزمان ایران نوشت:درمیان آنها پدر و پسر سارق، دزدانی گرفتارجنون سرقت، شاگرد سابق قصابی که عاشق زندگی رؤیایی بود و نیزسارق سابقه داری به چشم می خورد که به محض آزادی از زندان و جهت خرید بنز و زندگی درشمال شهر نقشه تبهکارانه ای طراحی واجرا کرده بود.

پدر و پسر سارق

حرفهای جالب دزدان و کلاهبرداران مرفه

از 12 سالگی دزدی کرده و حالا هم که سن و سالی از او گذشته و گرد پیری روی موها و صورت اش نشسته، بازهم دست بردار نیست. می گوید همه معتاد مواد مخدر می شوند و من معتاد دزدی هستم.

چطور دزدی می کنی؟با جیب بری. اینقدر در این کار مهارت دارم که هیچ کسی نمی فهمد جیب هایش را زده ام. اگرهم یک در هزار کسی متوجه شود می گفتم پول ها از جیب ارزش افتاده بود. و…

کارآگاهان پلیس پایتخت کشور عزیزمان ایران درعملیاتی ضربتی موفق به دستگیری 138 دزد و تبهکار شدند که تخصص همه آنها دزدی وکلاهبرداری با شیوه‌های متفاوت بود.

چند وقت است که دزدی و جیب بری می کنی؟ از 12 سالگی شروع کردم و الان 60 سال دارم. حالا خودتان حساب کنید که چند سال می شود. آنقدر زندان افتادم و آزاد شدم که حسابش از دستم در رفته. دزدی های من برمی گردد به سال ها قبل و زمانی که اتوبوس ها دو طبقه بودند.ولی الان با پیشرفت تکنولوژی، شگرد من هم عوض کردن و پیشرفت کرده است.آن موقع ها دراتوبوس های شلوغ براحتی جیب بری می کردم. ولی حالا سال هاست که به عنوان مسافرسوارخودروهای مسافرکش شده است و در چشم برهم زدنی کیف پول ها را به دزدی می برم.

پسرت هم در دزدی ها بود؟ اوفقط درهفت یا هشت دزدی بود. ولی خودم تنهایی جیب بری می کردم.باورکنید من معتاد به این کارم و اگر جیب بری نکنم مثل معتادان استخوان هایم درد می گیرد. از طرفی هم کار دیگری به غیر از جیب بری بلد نیستم. ببینید هر کسی در یک موردی هوش و ذکاوت دارد. من هم در این مورد استعداد دارم.

بیماری دزدی دارم

مرد جوان ازسارقان پولدار است که می گوید: «باورکنید من هیچ نیاز مالی ندارم. منزل ام درحوالی فرمانیه است و وضع مالی مان هم خوب هست. زمانی که بازداشتم کردند داخل منزل پر بود از وسایلی که با پول های سرقتی خریده بودم. من مبتلا به یک نوع بیماری هستم که اسمش بیماری دزدی است.»

حرفهای جالب دزدان و کلاهبرداران مرفه

چطور دزدی می کردی؟ بعد از شناسایی زن ها ومردان سالمند به سراغ ارزش می رفتم وخودم را نوه عمویشان معرفی می کردم. بعد از کلی صحبت و جلب اعتماد ارزش می گفتم با ماشینم تصادف کرده و نیاز به پول دارم. آنها هم که فکر می کردند من از اقوامشان هستم کارت های عابر بانکشان را به من می دادند تا از حساب آنها پول بردارم.با کارت های عابر بانک چه می کردی؟خیلی سریع سکه، طلا و دلارمی خریدم.

سابقه داری؟ بله، سال 86 به همین جرم افتادم زندان و 5 سال حبس کشیدم. آزاد که شدم 4 سال همین کار را تکرار کردم تا اینکه آخرهای سال 94 به زندان افتادم. ولی اینبار خواهرم سند گذاشت و بعد از 8 ماه حبس آزاد شدم. ولی دوباره دزدی هایم را شروع کردم.

کارآگاهان پلیس پایتخت کشور عزیزمان ایران درعملیاتی ضربتی موفق به دستگیری 138 دزد و تبهکار شدند که تخصص همه آنها دزدی وکلاهبرداری با شیوه‌های متفاوت بود.

انگیزه ات چه بود؟ گفتم که جنون دزدی دارم وهیچ طورهم نمی توانم ترکش کنم!

ازدواج کرده ای؟ آدم خلافکار هیچ وقت ازدواج نمی کند چون هم زندگی خودش را نابود می کند و هم زندگی زن و فرزند اش را.

حرفهای جالب دزدان و کلاهبرداران مرفه

دزدی جهت انتقامگیری

سه مرد جوان آرایشگر و یک راننده مسافربرنیزدرمیان دزدان بازداشتی بودند. مردان جوانی که وارد فروشگاه های لوازم آرایشی شده است ونقشه دزدی هایشان را انجام می دادند. البته می گویند قصد دزدی نداشته و تنها از سر لجبازی و جهت رو کم کنی این کار را انجام داده اند.

نقشه دزدی مسلحانه در وقت مستی

درگوشه ای دیگر5 مرد نیرومند هیکل و ورزشکارکنارهم نشسته اند. عنوان یکسان آنها به غیر از شکل هیکل هایشان، سابقه داربودن هست. هر 5 مرد جوان سابقه دزدی های متعدد و زورگیری دارند. ولی جرمی که اینبار می درخواست کردند مرتکب شوند با دفعات دیگر خیلی تفاوت داشت.

به سراغ یکی ازآنها رفتم وپرسیدم «چه شد که نقشه دزدی مسلحانه کشیدید؟» مرد جوان هم گفت: «دو ماه قبل از زندان آزاد شده است و مانده بودم با 400 میلیون تومان بدهکاری.باید هرطوری شده است این پول را تهیه می کردم. همدستان دیگرم هم اوضاع مالی خوبی نداشتند و پول مورد نیاز بودیم.

نقشه شما چه بود؟ ما یک پاتوق در اطراف پایتخت کشور عزیزمان ایران داشتیم و هر چند وقت یکبار آنجا جمع می شدیم و تفریح می کردیم. دو هفته قبل بود که دور هم جمع شدیم و در عالم مستی پیشنهاد دادم که جهت خلاصی از دست طلبکاران، دزدی مسلحانه انجام دهیم.

سرقت مسلحانه از کجا؟ برایمان فرقی نمی کرد، صرافی یا طلافروشی. دنبال یک صرافی یا طلافروشی بودیم که در معرض دید نباشد تا بتوان از آن براحتی دزدی کرد. ولی زیاد تأکیدمان روی صرافی ها بود. البته اول از همه باید اسلحه تهیه می کردیم. یکی ازدوستانم گفت می تواند از غرب پایتخت کشور عزیزمان ایران اسلحه کلت با قیمت 5 میلیون تومان برایم بیاورد.

سابقه داری؟ بله، 4 سابقه زورگیری، گردنبند قاپی و گوشی قاپی دارم و دو ماه قبل از زندان آزاد شدم.

خرید بنز با چک های بلامحل

27 سال دارد و دستش هم شکسته. جهت اینکه هنگامی که مأموران را پشت در منزل اش دید تصمیم گرفت از طبقه دوم فرار کند. هنوز مهر آزادی اش از زندان خشک نشده که دزدی هایش را از سر گرفت آن هم با صدور چک های بلامحل.

بنز 260 میلیونی جهت توست؟ بله، البته قسطی خریدم. عاشق بنز هستم و هنگامی که سوارش می شوم حس غرورعجیبی به من دست می دهد که واقعاً برایم لذت بخش است.

پیش پرداخت چنین بنزی باید اوج باشد؟ بله و من جهت داشتن این بنز و منزل ای در نیاوران تصمیم گرفتم بازهم کلاهبرداری کنم.

نحوه کلاهبرداری هایت چطور بود؟ من شاگرد قصاب بودم و چند و چون این کار دستم بود. از طریق آگهی های منتشر شده، دسته چک می خریدم. در مرحله دوم به سراغ مغازه دارها بخصوص قصابی ها می رفتم و در چند خرید اول نقدی خرید می کردم تا اعتمادشان را جلب کنم. بعد هم با چک های بی محل از آنها خرید می کردم.

چقدر کلاهبرداری کرده ای؟ یک میلیارد و 700 میلیون تومان.

سابقه داری؟بله، چند وقت پیش به همین جرم افتادم زندان و با سند آزاد شدم. ولی حیفم آمد که لذت زندگی در منزل ای در نیاوران و سوار شدن خودروی بنز را از دست بدهم جهت همین دوباره به سراغ این کار رفتم.

دزدی ازخانه های چراغ خاموش

همدستش متواری است و خودش به اتهام دزدی سریالی از منزل های شمال شهر بازداشت شده است هست. می گوید سوء سابقه ای که داشتم باعث شد از کار بدون کار شوم و حرف های همدستم وسوسه ام کرد تا تخصصم را از گوشی دزدی و کیف قاپی عوض کردن دهم و سارق منزل شوم.

چطور دستگیر شدی؟ چند روز قبل سوار ماشین دختر مورد علاقه ام بودم که چون داشت سیگار می کشید پلیس از او خواست نگه دارد. ما هم که دزد بودیم، ترسیدیم و فرار کردیم. از طریق او و خودرواش به من رسیدند.

چطور دزدی می کردی؟ در خیابان های بالای شهر پرسه می زدم و با دیدن منزل های طبقه اول که بالکن دارند یا پنجره های آنها پایین بود، نقشه دزدی را عملی می کردیم. بعد نگاه به چراغ منزل ها می کردیم. اگر خاموش بود زنگ منزل را می زدیم. اگر کسی جواب نمی داد از طریق بالکن یا پنجره وارد می شدیم و دزدی را انجام می دادیم.

سابقه داری؟ بله، قبلاً کیف قاپ و گوشی قاپ بودم. بعد از آزادی توبه کردم و مشغول به کار شدم ولی به خاطر سابقه ای که داشتم بیرونم کردند. یکی از فرزند محل هایمان مرا دید و هنگامی که ماجرا را فهمید پیشنهاد دزدی از منزل ها را داد. خودش تخصص این کار را داشت که فوت و فن این کار را به من یاد داد و باهم شروع کردیم.

واژه های کلیدی: ایران | زندان | زندگی | سرقت مسلحانه | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz